محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6741
تاريخ الطبرى ( فارسي )
النعمان و ناحيهء فصيصى و ديگر نواحى بودهاند بنزد وى فراهم آمدهاند . اين را از سرداران و همه مردم نهان داشتم و آشكار نكردم . از بلدى كه همراهم بود دربارهء آن محل پرسش كردم كه ميان ما و آن چه مقدار فاصله است . گفت : « شش ميل است . » و من به خداى عز و جل توكل كردم و به دو گفتم كه سوى آنجا روان شود . وى همه مردم را حركت داد و برفتيم تا به كافران رسيديم ، ديدمشان كه به حال آرايش بودند و پيشتازانشان را بديديم . وقتى ما را بديدند سوى ما آمدند . ما نيز سوى آنها رفتيم . آنها به شش دسته شدند و چنان كه يكى از سرانشان كه بدست من افتاد به من خبر داد ، مسرور عليصى و ابو الحمل و غلام هارون عليصى ( 110 و ابو العذاب و رجاء و صافى و ابو يعلى علوى را بر پهلوى چپ خويش نهادند ، با هزار و پانصد سوار . كمينى مركب از چهار صد سوار پشت پهلوى چپ خويش نهادند در قلب ، نيز نعمان عليصى را نهادند با ابو الحطى و حمارى و جمعى از دليرانشان با يك هزار و چهارصد سوار و سه هزار پياده . در پهلوى راستشان نيز كليب بود و سديد و ابو الجراح و حميد ، همگان عليصى ، و حسين بن عليصى و جمعى از امثالشان با يك هزار و چهارصد سوار ، دويست سوار نيز كمين نهاده بودند . همچنان سوى ما مىآمدند و ما سوى آنها روان بوديم ، بىآنكه پراكنده شويم و توكل به خدا عز و جل داشتيم . « من ياران و غلامان و ديگران را ترغيب كرده بودم . وقتى همديگر را بديديم دسته اى كه در پهلوى راستشان بود با تازيانه ها حمله آوردند و آهنگ حسين بن حمدان كردند كه در پهلوى چپ بود . « حسين ، كه خدايش مبارك بدارد و پاداش نيكويش دهد ، با ديگر ياران خويش با نيزه ها با آنها روبرو شدند و نيزه ها را در سينه كافران بشكستند كه از مقابلشان هزيمت شدند . بار ديگر قرمطيان بر آنها هجوم آوردند كه شمشيرها را برگرفتند و چهره ها - شان را زدن گرفتند كه از كافران بدكاره در نخستين برخورد ششصد كس از پاى درآمد و از ياران حسين پانصد اسب گرفتند با چهار صد طوق نقره . قرمطيان به هزيمت پشت